دیروز داداشم پشمکو اورد خونه...خیلی بزرگ شده..از صداهای بلند می ترسه،دیروز ترقه ترکوندن این بیچاره رفته بود تو شوک،نمیشه گفت ترقه صداش بیشتر شبیه بمب بود..داداشم نگهش داشته بود منم ازش عکس گرفتم![]()


دستاشو ببینید چقدر کوچولوعهه
ترجمش کنم عکسو؟دارم میگه:نه ازم عکس نگیر من آمادگیشو ندارم![]()
قلبونش بلم![]()
اینم عکس بچگیاشه.پاپیونشو ببینید چه خوشگله
صبح پا شدم رفتم بهش غذا بدم،جرئت نکردم بگیرمش تو دستام. اخه گشنش باشه فرق دست و غذا رو تشخیص نمیده...ماشاا..دندونای خوگوشیش از دفعه قبل بزرگتر شده،اندفعه دیگه بخواد دندونم بگیره کارم تمومه![]()
###یه چالش کوچولوعه دیگه:اگهههه سوالی دارین ازم بپرسید ، جواب میدم![]()
برچسب:
نویسنده: النا زمانی